XML English Abstract Print


1- دانشگاه هنر‌اسلامی تبریز، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر‌اسلامی تبریز
2- دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران
چکیده:   (11 مشاهده)
بیان مسئله: در مطالعات میان‌رشته‌ای، پیوند میان زبان به‌عنوان میراث ناملموس و معماری به‌عنوان میراث ملموس، یک حلقه مفقوده مهم برای احیای پیوندی است که فرآیندهای مدرنیزاسیون آن را در معرض فراموشی قرار داده است. سازوکاری که مفاهیم زبانی را از جهان ذهنی و زبانی یک فرهنگ به کالبد معماری متجلی می‌کند، به‌شکل نظام‌مند تبیین نشده است. این پژوهش با مطالعۀ بستر فرهنگی آذربایجان، به‌دنبال کشف این سازوکار و ارائۀ یک مدل ملی است.
سؤال تحقیق: استعاره‌های فرهنگی زبان ترکی (گویش تبریز) چگونه در خانه‌های سنتی دورۀ قاجار تبریز تجلی یافته‌اند؟
هدف: هدف اصلی این پژوهش، تبیین رابطۀ زبان و معماری در فرهنگ ایرانی است. با تحلیل استعاره‌های زبان ترکی و تطبیق آن با خانه‌های سنتی تبریز، یک مدل مفهومی با قابلیت تعمیم برای سایر بافت‌های فرهنگی ایران ارائه می‌شود.
روش تحقیق: این پژوهش با رویکردی کیفی و راهبرد مطالعۀ موردی انجام شده است. برای گردآوری داده‌ها از روش‌های اسنادی و تحلیل محتوای متون فرهنگی (فولکلور، بایاتی‌ها و فرهنگ‌نامه‌ها) جهت استخراج مفاهیم زبانی، و از روش‌های میدانی و تحلیل نقشه‌ها برای بررسی نمونه‌های معماری استفاده شد. تحلیل نهایی داده‌ها با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و تفسیری-تاریخی انجام شد تا پیوند میان مفاهیم انتزاعی و فرم‌های کالبدی برقرار گردد.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که مفاهیم فرهنگی در یک ساختار منسجم و سه‌لایه (باورهای بنیادین، هنجارهای اجتماعی، و تجلی کالبدی) به‌وضوح از طریق استعاره‌های زبان ترکی در معماری خانه‌های سنتی تبریز انعکاس یافته‌اند. دستاورد نهایی، ارائۀ مدل مفهومی «جهان ذهنی (مبدأ) ← زبان (مسیر) ← معماری (مقصد)» است که این فرآیند شناختی را تبیین می‌کند؛ باورهای بنیادین و هنجارهای اجتماعی (حوزه مبدأ) در قالب استعاره‌های فرهنگی زبان ترکیِ گویش تبریز (حوزه مسیر) تجلی یافته و برای معماران و سازندگان، به منزله نقشه‌ای راهنما عمل می‌کنند تا این مفاهیم را در عناصر کالبدی، جزئیات تزئینی و روابط فضایی عینیت بخشند. هم‌زمان، این مفاهیم برای ساکنان به منزله چارچوب معنایی و رفتاری ایفای نقش می‌کنند؛ چارچوبی که سازمان‌دهی الگوهای رفتاری و تعاملات روزمره در فضای معماری را هدایت و تقویت می‌کند (حوزه مقصد). این مدل تأکید دارد که رابطۀ زبان و معماری دوسویه است؛ معماری نیز با فراهم‌آوردن بستر «تجربۀ زیسته»، به بازتولید و تثبیت همان شناخت فرهنگی کمک می‌کند. نتایج این تحقیق با ارائۀ درکی عمیق از پیوند میراث ناملموس و ملموس، می‌تواند راهنمایی برای خلق معماری هویت‌مند و فرهنگ‌محور در سطح ملی باشد.
 
شماره‌ی مقاله: 5
     
سرمقاله: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1404/7/8 | پذیرش: 1404/7/23

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.