1- دانشگاه تهران
2- دانشگاه تهران،
چکیده: (47 مشاهده)
در فرایند توسعه شهری معاصر سیرجان، شبکههای سبز-آبی عمدتاً با تأکید بر جنبههای کالبدی و کارکردهای تفرجی گسترش یافتهاند. در نتیجه، فضای سبز شهری به عنصری حاشیهای تبدیل شده و نقش مؤثری در ادراک مکانی شهر ایفا نمیکند. این در حالی است که شبکههای سبز-آبی سنتی سیرجان نقشی فراتر از یک کاربری صرفاً خدماتی و تزئینی داشتهاند. شواهد تاریخی نشان میدهد که شکلگیری و تحول هستههای تاریخی شهر، بهویژه باغبمید، در دورههای مختلف تحت تأثیر این شبکهها بوده و الگوی گسترش فضایی شهر را تعیین کرده است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفههای مکانساز شبکههای سبز-آبی سنتی و مقایسه آنها با شبکههای سبز-آبی معاصر، از طریق خوانش منظرین انجام شده است. نتایج نشان میدهد که در دوره سنت، شبکههای سبز-آبی به واسطه حضور در بطن زندگی روزمره و فعالیتهای اجتماعی ساکنان، پیوندی عمیق با ذهنیت جمعی آنان برقرار کرده و جایگاهی برجسته در حافظه و هویت مکانی شهر داشتهاند. این شبکهها علاوه بر برخورداری از مرکزیت فضایی، به عنوان کانون فعالیتهای اجتماعی نیز عمل میکردند. همچنین ارتباط کالبدی و ادراکی آنها با ساختار شهر به گونهای بود که از طریق ایجاد پیوستگی ادراکی، تجربهای منسجم از فضاهای مختلف شهری را برای ساکنان فراهم میساخت.
در مقابل، شبکههای سبز-آبی معاصر عمدتاً به صورت منفصل از ساختار زندگی اجتماعی و روزمره شهروندان شکل گرفتهاند و ارتباط معناداری با ذهنیت ساکنان و خاطرات جمعی آنان برقرار نمیکنند. افزون بر این، فقدان مرکزیت کالبدی ـ اجتماعی و پیوستگی ادراکی در این شبکهها نه تنها موجب کاهش نقش آنها در شکلدهی به ادراک مکانی شهر شده، بلکه بر منظر سبز بهجامانده از دوره سنت نیز تأثیر منفی گذاشته است. در نتیجه، شبکههای سبز-آبی از جایگاه تاریخی خود به عنوان زیرساختی مکانساز و سازماندهنده در ساختار فضایی شهر فاصله گرفته و به عناصری الحاقی و جانبی در فرایند توسعه شهری تقلیل یافتهاند.
شمارهی مقاله: 5
سرمقاله:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1405/1/21 | پذیرش: 1405/4/1