XML English Abstract Print


گروه شهرسازی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین و دانشگاه بین‌‌المللی سوره، ایران
چکیده:   (16 مشاهده)

تحول در اندیشه‌های شهرسازی معاصر نشان می‌دهد که رویکردهای مسلط مبتنی بر برنامه‌ریزی کالبدی و مهندسی‌محور، به تدریج جای خود را به رویکردهای انسان‌محور و مکان‌محور داده‌اند. این تغییر پارادایم ریشه در بازاندیشی عمیق درباره ماهیت رابطه انسان و محیط زیست شهری دارد. در حالی‌که شهرسازی مدرن در آغاز بر مبنای نگرشی مکانیکی و تقلیل‌گرایانه شکل گرفت و محیط شهری را عمدتاً به مثابه مجموعه‌ای از عناصر فیزیکی قابل تنظیم از طریق مداخلات مهندسی در نظر می‌گرفت، تجربه‌های عملی و انتقادات نظری متفکرانی همچون جین جیکوبز نشان داد که چنین نگرشی قادر به پاسخگویی به پیچیدگی‌های حیات شهری نیست. در نتیجه، در دهه‌های اخیر رویکردی شکل گرفته که انسان، تجربه زیسته و کیفیت زندگی شهری را در مرکز سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی قرار می‌دهد.

در چارچوب توسعه انسان‌محور یا مکان‌محور، شهر صرفاً به عنوان مجموعه‌ای از زیرساخت‌ها و سازه‌های فیزیکی تعریف نمی‌شود، بلکه فضایی پویا و معنادار تلقی می‌گردد که در تعامل مستمر میان انسان، مکان، تجربه، هویت و حافظه جمعی شکل می‌گیرد. این رویکرد توسعه شهری را فراتر از رشد کالبدی دانسته و آن را در پیوند با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، عدالت فضایی، حمل‌ونقل، حکمرانی شهری، زیست‌پذیری، سلامت عمومی، تاب‌آوری و پایداری محیطی مورد توجه قرار می‌دهد. در چنین نگرشی، شهر بستری برای شکل‌گیری تجربه‌های زیسته، تولید معنا و بازتولید سرمایه اجتماعی و فرهنگی است.

با این حال، ریشه‌های فلسفی غلبه رویکردهای کالبدگرا را می‌توان در تحولات معرفتی پس از رنسانس جست‌وجو کرد؛ زمانی که با کنار گذاشته شدن مباحث متافیزیکی و تمرکز بر «موجود» به جای «وجود»، نگاه ابزاری و بهره‌جویانه به جهان تقویت شد. تداوم این روند، همراه با دوگانه‌سازی‌هایی همچون ذهن/عین و سوژه/ابژه در اندیشه دکارتی، به تقلیل‌گرایی و جزءنگری در فهم پدیده‌های پیچیده‌ای چون شهر انجامید و زمینه‌ساز شکل‌گیری رویکردهای پوزیتیویستی و کالبدگرا در برنامه‌ریزی شهری شد.

در ایران، یکی از مهم‌ترین موانع گذار به الگوهای انسان‌محور، تثبیت نظریه «طرح جامع» به عنوان چارچوبی مسلط و تقریباً ایدئولوژیک در برنامه‌ریزی شهری است؛ رویکردی که محیط و انسان را عمدتاً در قالب عناصر قابل کنترل و تنظیم از بالا به پایین تعریف می‌کند. از این رو، تحقق توسعه مکان‌محور و انسان‌گرا مستلزم بازنگری بنیادین در مبانی نظری و روش‌شناختی برنامه‌ریزی شهری و عبور از پارادایم کالبدی و تقلیل‌گرای طرح جامع است.

شماره‌ی مقاله: 1
     
سرمقاله: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1405/1/31 | پذیرش: 1405/3/1

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.