1- دانشگاه تهران، mehdiheydarzadeh71@gmail.com
2- دانشگاه تهران، saeed.haghir@ut.ac.ir
3- دانشگاه مازندران، v.heidarnattaj@umz.ac.ir
چکیده: (14 مشاهده)
در جغرافیای تاریخی ایران، آب نه تنها یک منبع زیستی، بلکه بهمثابه عاملی بنیادین در شکلدهی به ساختارهای کالبدی، سازمان فضایی و حتی نظامهای معنایی و هویتی سکونتگاههای انسانی عمل کرده است. آب، در مقام یک نیروی مولد، در بنیانگذاری شهرها، تکوین شبکههای ارتباطی، شکلگیری باغها، محلهها حضور داشته و از اینرو، جایگاهی ممتاز در فرهنگ، حافظه جمعی و زیستبوم ایرانی یافته است. با این حال، مفهوم «شهرِآب» بهعنوان صورتبندیای مفهومی از رابطه شهر و آب، تاکنون در ادبیات معماری و شهرسازی معاصر ایران بهگونهای ساختیافته و تحلیلی تبیین نشده و اغلب در سطح توصیفی باقی مانده است.
مقاله حاضر با هدف کشف چیستی مفهوم «شهرِآب» و ارزیابی ظرفیتهای آن، به بازخوانی پیوندهای متقابل میان آب و محیط در قالب پارادایم منظر اکولوژیک میپردازد. پرسش اصلی این است که «شهرِآب» چه مؤلفههای ساختاری، عملکردی و معنایی دارد و چگونه میتواند بهعنوان مدلی بومسازگار در طراحی و بازآفرینی شهری عمل کند و در نمونه موردی شهر بابل، تلاش شده است تا تصویر روشنتری از کارکرد آب در سازماندهی منظر شهری ارائه شود.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که «شهرِآب» نه صرفاً به معنای شهری دارای منابع یا شبکه آبی، بلکه نظامی یکپارچه از روابط بومشناختی، اجتماعی و کالبدی است که در آن آب بهعنوان عنصری حیاتی، هویتی و معنا نقشآفرینی میکند. بنابراین، رودخانه نه یک مرز طبیعی، بلکه محور تعاملات اجتماعی، تولید فضا و حافظه تاریخی محسوب میشود. فهم مجدد این مفهوم میتواند بنیانی برای بازتعریف الگوهای توسعه پایدار، طراحی همساز با بوم و احیای زیستپذیری شهرهای ایرانی فراهم آورد.
شمارهی مقاله: 6
سرمقاله:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/3/13 | پذیرش: 1404/11/26 | انتشار: 1404/11/26